داریوش اول قسمت دوم

سلام. توی پست قبل درباره به قدرت رسیدن داریوش صحبت کردیم.
توی این ویدیو به ادامه این اتفاقات می پردازیم.

سکه توی قرن هفتم در لیدیه ساخته شد ولی توی ایران توسط داریوش اول سکه ضرب شد.
داریوش برای سرعت بخشیدن به امور تجاری سکه زد که توی تمام حکومت ایران رواج داشت. اسم این سکه دّریک بود.
داریوش بعد از اینکه آرامش رو در کشور بر قرار کرد شروع به کشور گشایی کرد و چند ایالت به حکومت خودش اضافه کرد. یکی از اون ها پنجاب و بعدش سند بود که هر دو در هند هستند.
بعد از اون داریوش به سک ها حمله کرد. مردمی بود که بعضی از روایت ها می گن که آریانی بودند و در روسیه جنوبی کنونی حضور داشتند و در زمان هووخ شتر به آذربایجان و ارمنستان و آسیای صغیر حمله می کردند.
سه دلیل برای حمله داریوش به سک ها مطرح شده.
اولین اینکه می خواست برای گرفتن یونان اروپایی پشت خودش رو قوی کنه ولی این می تونه گنده گویی یونانی ها باشه چون با تسخیر مقدونی و تراکیه دیگه این اتفاق خود به خود می افتاد.
دلیل دوم حمله هایی بود که سک ها به ایران می کردند و سومین دلیل هم می تونه میل به کشور گشایی داریوش باشه.
به هر حال داریو در سال 515 قبل از میلاد به سمت حکومت سکا ها حرکت کرد
یونانی های آسیای صغیر که تابع ایران بودند. پلی از کشتی ها درست کردند و بعد از اون لشکر ایران از تراکیه گذشت و به رود دانوب رسید. توی اونجا هم رؤسای مستعمرات یونانی با پلی با کشتی ها ساختند. لشکر ایران از پل گذشته، وارد سرزمین سک ها یا ستپ امروزی شد. سک ها علوفه و آذوقه را آتش زده، چاه های آب را پر کردند، و با حیوانات اهلی خودشون به داخل شهر عقب نشینی کردند.
قحطی و مشکلات حکومتی لشکر ایران رو تهدید می کرد، ولی چون لشکر به اندازه ی کافی آذوفه داشت، داریوش دو ماه از رود دانوب تا تانائیس و قلب مملکت سک ها(روسیه کنونی) پیش رفت.
سک ها با پادشاهان یونانی وارد مذاکره شدند و از اونها در خواست کردند که پلی رو که با کشتی ها خودشون درست کردند خراب کنند تا داریوش نتواند رفت و آمد سپاهیان خودش رو مدیرت کنه اما چون این پادشاهان به واسطه ایران این قدرت رو به دست آورده بودند قبول نکردند و داریوش از اون طرف به اروپا رفت و بعد به سارد رفت اما بعضی از محققین می گن که اینجا مبالغه شده چون اگه این کار رو انجام می داد توی اون زمان لشکریان داریوش از بی آذوغگی تلف می شدند.
به هر حال گفت می شود در این مسیر تراکیه و مقدونی توسط داریوش تسخیر شد.
داریوش قصد حمله به آتن یا اسپارت رو نداشت و توی دربار ایران افراد زیادی این عقیده رو داشتند که جنگ با یونان برای ایران بی نتیجه و بی فایدست.
ولی بخشی از یونان و تراکیه و مقدونی تابع ایران بودند و دولت های دیگه حکومت های ترکیب یافته بودند. که بعضی از اونها شهر و بعضی هم بزرگ تر، آتن و اسپارت معروف ترین اونها محسوب می شد. توی آتن حکومت ملی و توی اسپارت حکومت الیگارشی یعنی حکومت عده کمی. هر چند هر دو از همسایگی با ایران وحشت داشتند ولی همیشه از حکومت ایران در خواست کمک می کردند. و همیشه در دربار ایران چند فراری معروف از یونان وجود داشت که همیشه ایران را به تسخیر و یا دخالت در حکومت یونان تحریک می کردند.
در سال 501 ق.م هیپ پیاس حاکم آتن بود، مردم آتن اون رو اخراچ و حکومت ملی توی اون شهر تاسیس کردند و اون پناه به والی لیدی برد.
بعد آتنی ها بخاطر ضدیت، دسته اشرافی اسپارت با حکومت ملی آتن و جنگی که بین آنها وجود داشت و فشار اسپارت ، آتن صلاح خودش رو توی این دید که با ایران متحد بشه سفیری نزد والی لیدی فرستاد و از ایران کمک خواست. والی گفت کمک می کنم به شرط اینکه مطیع ایران شوید و باج بدهید. سفیر پذیرفت ولی بعد از مراجعت اون به آتن ، آتنی ها نظر خودشون رو تغییر دادند دو سال بعد باز آتنی ها سفیری فرستادند و این درخواست رو کردند که از هیپ پیاس حمایت نکند. والی درخواست قبلی خودش رو دوباره داد و آتنی ها دوباره قبول نکردند.
توی این شورش در شهرهای یونان آسیای صغیر در گرفت و محرک آن آریستاگر حاکم شهر میلت بود که از طرف ایران حکومت داشت.
پ پدر زن اون هیس تیه حاکم سابق میلت، چون در سفر دارییوش به مملکت سک ها خدماتی کرده بود در ازاش داریوش به مملک سک ها خدماتی رسوند و در عوض داریوش به اون یکی از شهر های تراکیه رو داد.
بعد معلوم شد داره اونجا استحکامات جنگی بنا می کنه، داریوش با احترام اون رو برکنار کرد.
و این فرد مخفیانه داماد خودش یعنی آریستاگر رو به یاغی شدن تحریک کرد و برای اینکه نقشش افشا نشه سر غلامی رو تراشید بعد روی پوست اون نکات رو نوشت و صبر کرد تا موهاش بیرون بیان بعد اون رو به سمت دامادش حرکت کرد تا اون نکات رو بخونه.
بخاطر این اتفاقات شورش اتفاق افتاد قشون ایران عقب نشینی کرد و به شهر سارد رفتن.
آریستاگر چون می دونست بقیه قشون ایران به زودی می رسه تا کمک کن قشون رو به روش رو به یونان رفت و از اون ها در خواست کمک کرد اسپارت حاظر به کمک کردن نشد اما آتنی ها بیست کشتی به اون دادند و بعد از این شورش توی تمام آسیای صغیر و جزیره قبرس سرایت کرد و یونانی ها سارد رو تصرف کردند. و سارد رو تصرف کرد و یونانی ها اونجا رو آتش زدن بجز بخش اصلی چون استحکامات قدرتمندی داشت.
بعد از اون ایران از هر طرف به اونجا حمله کرد و کشتی های فینیقی از طرف دریا وارد عمل شدند. بالاخره جنگ در نزدیکی شعر میلت واقع شد که یونان ها فرار کردند و آتنی ها به مملکت خودشون برگشتند و شهر میلت رو سپاهیان ایران گرفته و شورشی ها رو مجازات کردند.
| پست به صورت pdf | حجم فایل | لینک دانلود |
| داریوش بزرگ | 273 کیلوبایت | Download |




