حکومت داریوش بزرگ قسمت اول


سلام در پست قبل به حمله کمبوجیه به مصر و به سلطنت رسیدم بردیای دروغین و شکست او از داریوش اول صحبت کردیم.
در این پست به شروع حکومت داریوش اول می پردازیم.
در شروع داریوش با مشکلات بسیاری مواجه شده بود.
نبودن طولانی مدت کمبوجیه از یک طرف و شوریدن گوئماتای مغ یا همون بردیای دروغین از طرفی دیگر باعث شده بود در تمام نقاط ایران شورش ایجاد شود.
شورش از عیلام شروع شد و یکی از نودگان سلطان سابق، آترین، بر علیه داریوش شد.
او قشونی به شوش فرستاد و یاغی را گرفته و کشتند در بابل شخصی خود را بختا النصر سوم پسر نبونید پادشاه سابق بابل معرفی کرد و طغیان کرد. داریوش با لشکری به طرف بابل حرکت کرد و عبور از دچله به واسطه نیروی دریایی قوی بابلی ها ممکن نشد، بلاخره به واسطه حیله های جنگی، داریوش قشون رو به رو را اغفال کرده و از دجله گذشت، در دو جنگ بابلی ها را شکست داد. بابلی ها به شهر بابل پناه بردند و داریوش به محاصره پرداخت. در این دوران خبر اغتشاش از همه جا رسید.
شخصی مرتیی نام که از اهالی پارس به شوش حمله کرد ولی خود اهالی اون رو گرفته و کشتند.

قشون ماد به اغوای شخصی که خود را فرورتیش و از نودگان هووخ شتر می خواند یاغی شد و مادی ها او را پادشاه کردند. در ابتدا داریوش یکی از سر کردگان خودش رو مامور کرد تا اغتشاش مادر را رفع کنه و جنگ را متوقف کنه تا خودش وارد شود. به ارمنستان نیز داریوش یک نفر ارمنی را به سرداری فرستاد تا آن مملکت را آرام کند.
باز داریوش امر کرد که منتظر ورود او باشند شاه به خوبی می دانست که فتح بابل کلید فتوحات دیگه اون خواهد بود.
بخاطر همین تمام حواش خودش را متوجه بابل کرد و شهر را تسخیر کرد.
بعد از فتح بابل ،داریوش به ماد حمله کرد، قشون ماد را شکست داد و فرورتیش را که به ری فرار کرده بود به امر او گرفته، و در همدان به دار آویختند.
در ساگارتی نیز شخصی به نام چیترتخمه خودش رو از نودگان هووخ شتر خواند.
او را هم داریوش توسط یکی از سرداران خود دستگیر کرده و کشت. آرام کردن پارت،گران به ویشتاسب، پدر داریوش که والی آن ممالک بود محول گردید و او دربه انجام این ماموریت موفق شد.
مرگو که به دست شخصی فردنام، افتاده بود به دستیاری حاکم باختر مطیع شد. و یکسری در گیری های دیگه در نقاط دیگه ی ایران هم وجود داشت تا 517 قبل از میلاد.
بعد داریوش به مصر رفت(517 ق.م) چون اونجا هم به واسطه سوءسلوک والی، زمینه اغتشاش مهیا شده بود.
پس از ورود والی مصر را که آریاندس نام داشت، کشت و روحانیان مصر که خیلی قوی بودند رو به سمت خودش جذب کرد. برای اینکه تلافی کارهای بی رویه کمبوجیه در عزادرای مصری ها در موقع تلف شدن گاو مقدس آنها شرکت کرد و یکصد تالان پول وعده کرد، به کسی که گاو مقدس مصری ها را موافق علایم آن پیدا کند.
بزرگ سائیس را که قبلا به شوش تبعید شده بود احضار کرد و مامور این کرد که خرابی هایی که کمبوجیه به بار آورده بود را مرمت کند.
راه های تجاری مصر را که خراب شده بودند باز سازی کرد و دریای مغرب و بحر احمر اتصال داده و تجارت مستقیم بین مصر و هند برقرار کرد.
داریوش ممالک ایران را به چند قسمت تقسیم کرد برای هر کدام، یک والی معین کرد به زبان آن روزی خشَترَپوان می گفتند، یعنی شهربان یا نگهبان مملکت، یونانی ها ساتراپ نوشته اند.
یونانی ها بیست و شیش مملکت رو گفتن که در دست داریوش بود و لی داریوش در کتبه ی نقش رستم ذکر کرده، با پارس به سی می رسید.
توی این ایالات سیستم هایی هم برای امنیت عمومی ساخته شده بود، که در تمام ایالت مستقل بود، در همه جا شعبه ی خبرنگاری داشت که از واقع مطلع می شدند.
برای اینکه حکم ها و اتفاقات به ایالات با سرعت برسند و یا بر عکس، راه هایی در ایران ساخت. طول یکی از این راه ها به 2400 کیلومتر می رسه که از سارد تا شوش امتداد داشت.

در این راه ها منازل و مهمان خانه های خوب تهیه شده بود و چارپارخانه هایی تاسیس کرده بودند که به اندازه ی کافی اسب خوب داشت. در جاهایی که این راه ها از کوهستان عبور می کرد، پادگان کافی گذاشته بودند. چاپارهای دولتی احکام دولت را از مرکز به نزدیک ترین چاپار خانه رسانیده و به چاپار های دیگه ای که اونجا حضور داشتند، می سپردند و آنها هم به چاپار خانه دیگر می رسانیدند. بدین ترتیب شب و روز چاپارها در حرکت بودند و اوامر دولت با سرعت به جایی که لازم بود،می رسید.
لشکری آماده و زبده عده این لشکر آماده و زبده که به محض صدور امر حرکت می کرد، 10000 نفر بفر و به واسطه این قوه، امنیت را حفظ می کردند. یک قوه 4000 نفری هم از پیاده و سواره نظام، پایتخت و قصر سلطنتی را حراست می نمود.
و برای مالیات هم که ترتیب مناسبی برای پرداختش وجود نداشت و والی ها هر مبلغی که می خواستند می گرفتند مبلغی مقرر تایین کرد



