
سلام به حرکتیسم خوش اومدید
توی پست قبلی گفتم که سارگارس می گفت که سرزمینی که توسط وید لردها مسموم شده باشه باید نابود بشه و تایتان ها تونستن خدایان باستان رو در آزاراث زندانی کنند سرگارس می گفت زندانی کردن فایده ای نداره باید این سرزمین نابود بشه اما
سارگراس راه ورود به سر زمین آزراث رو نمی دونست
نایت الف ها در استفاده از نیروی جادویی درست عمل نکردند و محل خودشون رو به سارگارس لو می دن و ملکه آشارا (Azshara) فریب می خوره و چاه ابدیت رو به عنوان یک پرتال برای ساراگارس باز می کنه.
حالا بپردازیم به این که نایت الف ها چطور به وجود اومدن
در گذشته ای بسیار دور عده ای از دارک ترول ها که از نژاد های بومی ساکن آزراث بودند جذب قدرت چشمه جاودانگی شدن
چشمه ی جاودانگی در مرکز کالیمدور باستانی، جایی که آمانثول،
آمانثول یا (Aman’Thul) ، پدر والامقام ، رهبر معبد خدایان
زمانی او و برادرش سارگراس بر آفرینش دنیایهای بیشماری در سرتاسر مارپیچ زیرین نظارت کردند ونژادهای بیشماری را با متانت به سعادت رسوندند. سارگراس نزدیکترین مشاور و حمایتگر او بود تا زمانی که رو به شر آورد.با اینکه پدر والامقام اسرارآمیز به ندرت دیده میشد ، حضورش در تمام دنیاها احساس میشود. به عنوان رهبر تایتانها، آمانثول مسئول آفرینش تمامی دنیاها هستش.تمام کسانی تایتانها را ستایش میکنند، نهایت احترام را برای پدر والامقام قائلند.
چشمه به چرخه رشد و حیات را سرعت داد و نژادهای هوشمند از اشکال ابتدایی حیات پدیدار شدند. ترول از جمله اولین و فراوان ترین نژادها بودند(شامل مخلوقات تایتانی نمی شود). قبایل گوناگون ترول توی فرهنگ و سنت ها تفاوت عظیمی داشتند، اما همه ی آونها توی اعتقادات دینی که به خدایان وحش یا لوا (موجوداتی مرموز و قدرتمند که از خود ازراث برخاسته بودند) مربوط می شد. زاندالاری ها، قدرتمندترین قبیله ترول ها، شهر معبدی زالدازار را تاسیس کردند و تمدنی عظیم را بر دامنه کوه زاندالار، جایی که ترول ها به حضور لوا مفتخر بودند، تشکیل دادند. کمی بعد، آکیرها از آزآکیر به رهبری کترکسی کیثیکس(Kith’ix) در غرب قیام کردند و ترول ها را وادار ساختند تا با هم متحد شوند و از مرزهای بزرگشان دفاع کنند. آکیر ها در این نبرد شکست خوردند و در سه مسیر متفاوت عقب نشینی کردند. ترول ها برای جلوگیری از سازماندهی مجدد آکیر ها، آنان را تعقیب کردند.
مدتی بعد، آکیر ها که توان ادامه ی جنگ را نداشتند، ترول ها خودشان را پیروز نبرد دانستند. قبایل ترول که از خانه هایشان در مرکز قاره بسیار دور شده بودند، تصمیم گرفتند تا در مکان های جدیدی که کشف کرده بودند ساکن شوند. آنها شهر ها و امپراطوری های جدیدی را بنا نهادند. بنابرین امپراطوری گروباشی به مرکزیت زول گروب، امپراطوری آمانی به مرکزیت زول آمان و امپراطوری دراکاری به مرکزیت زول دراکشکل گرفت. همچمین آکیر های باقی مانده با گذشت زمان تحت تاثیر خدایان باستان تکامل پیدا کردند. در آهن کیراج(Ahn’Qiraj) تحت تاثیر کثون کیراجی ها شکل گرفتند. در نورثرند تحت تاثیر یاگ ساران نروبین ها و امپراطوری اژول نروب بوجود آمد و در پانداریا تحت تاثیر باقی مانده ی خدای کشته شده یاشاراج، منتید ها و امپراطوری منتی وس(Manti’vess) بوجود آمد.
ترول ها بعد از جنگشان با اکیر، بیشتر کالیمدور را کنترل می کردند. گروهی از دارک ترول ها از برادرانشان دور شدند و بجای زندگی در تونل ها و غار های زیر کوه هایجال در مناطق اطراف ساکن گشتند. سرانجام، تعدادی از دارک ترول ها تاریک شروع به پیشروی به سمت قلب کالیمدور کردندو در مسیرشان دهکده هایی تاسیس کرده و چشمه جاودانگی را دوباره یافتند. یکی از قبایل ترول در سواحل چشمه ساکن شد، و جادوی چشمه آنها را به موجوداتی قدرتمند و جاودان که بعدا به نام الف های شب یا کالدوری نامیده شدند تکامل داد.
جادوی چشمه بر روی این نژاد از ترول ها تاثیر زیادی گذاشت و آنها را قدرتمند، باهوش و جاودانه کرد همچنین باعث به وجود آمدن پیوند مستحکمی میان آنها با جادو شد.
در گذر نسل ها نژادی جدیدی از دارک ترول ها به وجود آمد که هیچ گونه شباهتی با آنچه که بود نداشت نژاد جدید خود را کالدوری به معنی فرزندان ستاره نامید و الون الهه ی ماه را به خدایی گرفتند.
کالدوری ها که ما آنها را با نام الف های شب می شناسیم در طی نسل ها به جامعه ای متمدن و دارای طبقات اجتماعی مختلف تبدیل شدند در راس این جامعه ملکه زیبای آنها بود قدرت طلبی ملکه موجب آغاز نبرد بزرگ باستانیان شد که در یک طرف آن لژیون سوزان و درباریان ملکه و در طرفی دیگر الف های شب و دیگر نژاد های ساکن آزراث بودند؛ در طی نبرد سارگراس ارباب لژیون در عده ای از درباریان ملکه تغییراتی ایجاد کرد که موجب شد نژادی جدید از دل الف های شب به نام ساتیر ها بیرون آید .
نبرد با کمک اژدهایان و سیمایان ازراث به نفع مدافعان پایان یافت انفجار چشمه قصر ملکه را به زیر آب ها فرو برد ولی ملکه و خادمینش توسط خدایان باستانی نجات یافته و به نژادی جدید به نام ناگا تبدیل شدند.
در این میان عده ای از درباریان ملکه که مخالف احظار اهریمنان بودند به جبهه مقاوت پیوستند و اینگونه نجات پیدا کردند این گروه بعد ها از جامعه الف های شب طرد شدند و در سرزمین دیگری برای خود چشمه ی خورشید را ساختند تا از قدرت آن بهره برند امّا به دلیل پیوستگی مستحکم آنان با جادو منبع جادوی جدید روی شکل آنها تاثیر گذاشت و نتیجه به وجود آمدن نژاد جدیدی از الف ها به نام الف های برین گشت
تمدن مدرن الفهای شب با ستایش طبیعت و به اعتمادی به جادوی آرکین، به تمدن باستانیشان شباهتی ندارند. الفهای شب، پیش از جنگ باستانی، یک امپراتوری بزرگ خلق کردند که بر قسمت اعظم کلادیمور حکمرانی داشت. طبقه ممتاز آنها کههای بورن نام داشتند، با دستاویز شدن به طلسم قدرتمندتر میشدند. بزرگترین شخصیت این طبقه ملکه آشارا، یکی از قویترین جادوگران زنده بود.
ملکه آشارا و اعضای دیگر طبقه او با سارگراس معاملهای کرده بودند تا در ازای دریافت قدرت مطلق، لژیون سوزان را به آزروث فرا بخوانند. ملکه تشنه خون پیشنهاد سارگراس را پذیرفت و جنگ باستانی آغاز شد. با نابودی الفها پایتخت سورامور در امواج غرق شد، اما های بورن ها زنده ماندند، چون نزوث خدای باستانی آنها را به ناگا تبدیل کرد. هیچکس نمیداند این ملکه طی ۱۰،۰۰۰ سال گذشته به چه قدرتی دست یافته، گفته میشود او از هر نیروی دیگری در لژیون سوزان قویتر است، البته به جز سارگراس و دو دستیارش کیل جادن و آرکیماند. مالفورین (Malfurian) و ایلیدن استورم ریج (Illidan Stormrage)، دو برادر از نژاد نایت الف بودند که تصمیم گرفتند ملکه آشارا را از این کار منصرف کنند اما وقتی که کار داشت تموم می شه بین این دوتا برادر اختلافی پیش می یاد
مالفورین میخواهد با نابود کردن چاه، سیاره آزراث را نجات دهد. در سمت مقابل ایلیدن با نظری کاملا متضاد، به برادرش خیانت میکند. در نهایت چاه ابدیت منجمد شده و گردابی عظیم شکل گرفت.
