نقد فیلم constantine

سلام.
در این متن قصد دارم نکاتی از فیلم سینمایی constantine رو با شما به اشتراک بذارم.

شخصیت هایی که شما در این فیلم مشاهده می کنید عقبه ای تاریخی و اسطوره ای دارند.
خود شخصیت کنستانتین که تو متنی قبلا بهش اشاره کرده بودم
که پادشاه روم بود و پایتخت را از روم به قسطنطنیه برد و روم به دو بخش غربی و شرقی تبدیل شد

در این فیلم داستان از این قراره پسر شیطان می خواد وارد این جهان بشه و قوانین را از بین ببره و وارد جهان واقع بشه اول فیلم توی مکزیک یک خنجر پیدا می شه. خنجری که حضرت مسیح با اون به شهادت رسیده.
اسم این خنجر، خنجر سرنوشت هستش.
در انجیل یوهنا گفته شده که سربازی به بدن حضرت مسیح نیزه ای وارد می کنه از این شکاف آب و خون جاری می شود.
شما این تصویر رو تو دقیقه بیست از این فیلم می تونید تماشا کنید.

شما در این فیلم با مفهوم تثلیث مواجه می شید.
پدر،پسر،روح القدیس
بعضی وقتا هم سعی می کنه خیر و شر رو برابر نشون بده
مثل ادیان شرقی دلیلش هم اینه که ما توی این فیلم با مفهوم اسطوره طرفیم تا اون بعد روحانی.
خنجری که از شرق به غرب اومده و قسط نابودیه جهان رو داره یعنی از تپه ی گلگتای یا جلجتا در اورشلیم که حضرت مسیح رو به شهادت رسوندند و اون پارچه ای که پرچم نازی ها بوده و این مفهوم رو می رسونه که نازی ها می خواستن از این سلاح در ایالات متحده آمربکا استفاده کنند.
و در آخرای فیلم توی اونجایی که می خواد روی صندلی بشینه صندلی رو به سمت شرق می چرخونه و مشکل رو در شرق می بینه.
این مفهوم رو می شه برداشن کرد که تفکری که در شرق بوده و بعد در دست هیتلر این یک تفکر شیطانی و جامعه آمریکا و جامعه ی جهانی رو تهدید می کنه.
و اسم این نیزه هم به معنی که دست هر کس باشه سرنوشت جهان به سمت اون حرکت می کنه.
وقتی دست شیطانه همه چیز نا آرامه و وقتی که دست منجی های فیلم هستش همه چی آرام اونقدر آرام که حتی توی دوربین هم می تونید لمسش کنید.
اون فرد مکزیکی که نیزه رو پیدا می کنه این معنی رو به ما می ده که حامل این تفکر از مکزیکه و وقتی به هر چی نزدیک می شه می میره و در واقع حامل مرگه.
می شه گفت این یک اقنباسی از حالت حضرت خضره که گفته می شه وقتی که راه می رفت درختان و گیاهان جوانه می زدندو سبز می شدند.
در اولین صحنه ای که شما با کنستانتین رو به رو می شید شخصیت هایی شرقی و مشخص چینی رو می بینید.
افرادی که در مقابل این قدرت کاملا ضعیف هستند حتی از پس سرباز شیطان هم بر نمیان.
این معنی رو می ده که تفکر و سرزمین چین (زن که نشانه سرزمین و مرد نشانه عقیده هستش) کوچکترین مقابله ای در مقابل این سرنوشت شیطانی ندارند.
به طوری که اگه بخواد فقط حقیقت رو ببینه سال ها از سنش می گذره این مفهوم رو در اون صحنه ای که مرد چینی به اون دختری که توسط سرباز شیطان تسخیره شده نگاه می کنه و همون لحظه پیر می شه می تونید مشاهده کنید.
و اون دختری چینی که توسط سرباز شیطان تسخیر شده همونطور که قبلا گفتم دختر نشان سرزمینه و توسط شیطان تسخیر شده. یعنی این تفکری که از اورشلیم ظهور کرده حالا در حال گرفتن سرزمین مردمان چین هستش.
دختری که خودش رو از بلندی به زمین پرتاب کرد و به خودکشی کرد اسمش ازابل بود.
ازابل یا ازابعل زنی بودش که در بین یهودیان پرستش بت بعل رو رواج می داد و بعل یکی از خدایان سامی و خدای زمین بود.
در نهایت ازابل توسط پادشاه اسرائیل مجازات می شه و از پنجره به زمین هلش می دن و می میره
حتی این سکانس سقوط هم تطابق داره.
تو این فیلم آب تقدس داره و برای اردتباط بین دو جهان هاست.
اینجا اشاره به غسل تعمید داره که حضرت عیسی شاگردان خودش رو در آب اقیانوس و دریا فرو می برده.
در واقع حقیقت رو فرد بعد از غسل متوجه می شد به حقیقت می رسید می بینیم که کنستانتین هم به حقیقت جهان می رسه.
تو ادبیات دینی در ادیان ابراهیمی داریم که نامه اعمال رو شیطان به دست چپ افراد می ده می بینیم که شیطان با دست چپ دست کنستانتین رو می گیره و در انتها کنستانتین با همون دست یک علامت منشوری به شیطان نشون می ده.
نکته ای که باقی می مونه اینه که افرادی که چشم های قرمز دارند دو رگه های شیطانی و چشمانی زرد دارند دو رنگه های فرشته ای هستن.
این ویدیو در یوتیوب




