شرطی سازی شدن چیست؟

شرطی سازی: عادت کرد به یک رفتاری به صورت ناخودآگاه(مثال: راه افتادن آب دهان موقع شنیدن اسم لیمو ترش)
زن و شوهر جایی مورد مشاجره قرار می گیرند و حال اون بخش بار منفی داره، مثلا در آشپزخانه دفعات بعد در آن موقعیت هم شرطی سازی شده و همان حال منفی و ناراحتی به سراغ افراد میاید، در اون نقطه هیجانات بالا میرود و حتی درباره موضوعات مختلف هم مورد مشاجره قرار می گیرد. راه حل: باید در آن نقطه احساسات و اتفاقات خوبی رخ دهد تا بار آن نقطه مثبت شود. می توان این موضوع رو خودآگاه انجام داد در تعداد بسیار بالا تا شرطی سازی منفی به شرطی سازی مثبت تبدیل شود.
شرطی شدن کلاسیک

ترشح بزاق نوعی پاسخ طبیعی به غذاست؛ هرگاه پاولف پودر گوشت (محرک طبیعی، غیرشرطی) را به سگ گرسنه میداد، بزاق سگ (پاسخ طبیعی) ترشح میشد.
پاولف پس از مدتی متوجه شد که حتی اگر غذایی به همراه نداشته باشد، با دیدن او بزاق سگ ترشح میشود. پاولف بر این اساس آزمایشی را طراحی کرد. او همزمان با دادن پودر گوشت زنگی را به صدا درمیآورد. صدای زنگ محرکی بود که ارتباطی با غذا نداشت و به تنهایی برای سگ بیمفهوم بود؛ امّا به دنبال تکرار این کار، سگ بین صدای زنگ و غذا ارتباط برقرار کرد؛ بهطوری که با صدای زنگ، حتی بدون وجود غذا بزاق او ترشح میشد. به عبارتی سگ نسبت به همراه بودن صدای زنگ و پودر گوشت، شرطی شده بود.
در این نوع یادگیری، هرگاه یک محرک بیاثر (مثلاً صدای زنگ)، به همراه یک محرک طبیعی (مثلاً غذا) به جانور عرضه شود، پس از مدتی محرک بیاثر به تنهایی سبب بروز پاسخ (مثلاً ترشح بزاق) در جانور میشود. به این محرک جدید محرک شرطی میگویند؛ زیرا به شرطی میتواند سبب بروز رفتار شود که پیش از آن همراه با یک محرک طبیعی باشد. به محرک طبیعی، محرک غیرشرطی نیز گفته میشود.
پیش از شرطیشدن، محرک طبیعی یا غیرشرطی(US) باعث پاسخ طبیعی یا غیرشرطی(UR) میشود. در جانوری که شرطی شدهاست؛ محرک شرطی یا بیاثر(CS) نیز، باعث پاسخ شرطی(CR) میشود

(به زودی ویدیویی درباره شرطی سازی کلاسیک در اینجا قرار می گیرد)
تحقیق Ernest Hilgard:

به این موضوع پی برد که کودک در رحم مادر نسبت به صدای قلب مادر شرطی می شود، به همین دلیل کودک زن های دیگر را نسبت به مادر خود تشخیص میدهد.
او در پژوهشی صدای قلب مادر را ضبط و در نبود مادر پخش می کند و متوجه آرام شدن و گریه نکردن فرزند می شود. اما زن های دیگر که می آمدند باز هم نوزاد شروع به گریه کردن می کرد.



