نیکولا تسلا

نیکولا تسلا پدر او، میلوتین تسلا کشیش ارتدکس بود. مادر تسلا، دوکا تسلا که پدر او نیز کشیش ارتدوکس بود، در ساخت لوازم خانگی، تجهیزات مکانیکی و به خاطر سپردن اشعار حماسی صربی استعداد داشت و مخترع خوبی بود.
در آن زمان، یکی از بزرگترین نبردها، نبرد الکتریسیته بود که دو فرد پیشرو در این زمینه، نیکولا تسلا و آقای توماس ادیسون بودند. ادیسون به این دلیل که چندین سال زودتر از نیکولا تسلا فعالیت خودش را شروع کرده بود، در میان مردم محبوبتر و معروفتر بوده و همچنین به دلیل اختراع لامپ توانست محبوبیتش را بیش از پیش کند.
تسلا طرفدار جریان متناوب (AC) و ادیسون طرفدار جریان مستقیم (DC) بود؛ و همین آغازی برای شروع یک جنگ تمام عیار بود!
البته اگر بخواهم خیلی خلاصه وار درباره AC و DC بگویم این است که AC نسبت به DC امنیت بالاتری دارد و همچنین عایق کمتری هم نیاز میشود و چندین مزیت دیگر که DC از آنها بی بهره است.
تسلا توانست ثابت که جریان DC گران و ناکارآمد است و از آنجایی که ادیسون هم کلی بودجه از طرف سرمایه گذاران دریافت کرده بود، نمیتوانست به همین راحتی پا پس بکشد. برای همین جنگ شروع شد!
توماس ادیسون با “جی پی مورگان” که یکی از سرمایه داران آن زمان ایالات متحده بود، شریک شد و از آن طرف هم تسلا شرکت خودشان را به همراهی “جرج وستینگهاوس” بنا نهاد. از آنجایی که طرح AC خیلی بهتر از طرح مورد حمایت ادیسون بود، تسلا توانست قراردادهای زیادی را به سمت خودش بکشد؛ اما…، اما یکدفعه چند نفر بر اثر طرح AC جانشان را از دست دادند.
همین اتفاق لازم بود تبلیغاتهای گسترده ادیسون بر علیه نیکولا تسلا شروع شود. تظاهرات عمومی، پیاده سازی ولتاژ بالا بر روی حیواناتی مانند فیل و در عجیبترین آن، اختراع صندلی الکتریکی! ادیسون حتی یک اختراع به نام خودش ثبت کرد تا نیکولا را زمین بزند.
همین موضوع باعث شد تا خیلی از قراردادهایی که تسلا بسته بود، فسخ شود، مشتریان از او دور شوند، دیگر کسی با او همکاری نکند و هزاران مشکل دیگر….
البته درنهایت ادیسون شکست را به نحوه خودش پذیرفت؛ ولی چیزی نصیب نیکولا تسلا نشد. حالا چرا؟
تسلا درنهایت حق اختراع جریان متناوب را به وستینگهاوس واگذار کرد و ادیسون هم که بعدا نام شرکتش به جنرال الکتریک تغییر پیدا کرد، حق استفاده از این اختراع را از وستینگهاوس خواست
نیکولا تسلا درنهایت در ۸۶ سال) در اتاق هتل جانش را از دست داد و جنازه اش ۲ روز بعد از مرگش، توسط خدمتکار هتل پیدا شد؛

